تبليغاتX
سر و ته یک کرباسید!

سر و ته یک کرباسید!

سر و ته یک کرباسید!

پ.ن۱:فردا سال روز تولد شهید بهشتی است. همو که امروز هم غریب است.

پ.ن۲: این روزها جناب پت در سفر هستند . دعای خیرم را بدرقه ی راه شان می کنم.

پ.ن۳: فاصله ی بین حقیقت تا واقعیت زمین تا آسمان است- اونی که خصوصی گذاشته بودی-

پ.ن۴:گیر و گرفتاری درس و کار و زندگی و جنگولک بازی های سیاسی خفت مان کرده، ول کن هم نیست . این است که کمتر  سر می زنیم

پ.ن۵:ماهیان روی خاک و ماهیان روی آب/ وقت مردن ساحل و دریا چه فرقی می کند...

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 23:47  توسط دمپایی و pat  | 

دلم نمی خواست چیزی بنویسم...

اما دلم بدجور از اوضاع و احوالمون گرفته !

با اینکه سیاسی ام و باید سیاسی بنویسم اما ترجیح میدم تو این برهه فقط سیاسی نگاه کنم! در تمام انتخابات من یاران آقا رو میشمردم ... برام مهم نبود و نی که به خاطر ذهن کوچیک خودم چند تا اشتباه تو داشته ها کردم ... اما مطمئنم توی نداشته ها و نبود ها و نیست ها هیچ اشتباهی نکردم! ....

خب .. آخرالزمونه دیگه ! هر لحظش میره تا تورو واژگون کنه ! اینکه ضریب یاران آقا داره منفی میشه ... چند وقت دیگه برا همه روشن میشه ؟.... نمیخوام تشبیه کنم اما انگار مثل زمانی میمونه که امام زمان (عج) ظهور میکنه و مسیحیان گروه گروه به آقا ایمان میارن و کثیری از مسلمونا هستن که امام رو انکار میکنن!

فکر به اینکه غذاهای شبهه ناک زمونه ما باعث خیلی چیزها میشه توش کمترین شکی ندارم! یعنی پیچیدگی و گاه تهوع زمانه ما خیلیش از غذای ناحلال و ناحرومی که میخوریم...

زدن خیلی از حرف ها بزرگ تر از دهن هممونه!! من خودم کشفش کردم ... باور کنید! یعنی دقیقا اکثر قریب به اتفاقمون کلن حالیمون نیس چی میگیم... 

.

.

.

.

.

پ.ن: امکان رستگاری من گر نبوده است/ بیهوده آزموده مرا بارها خدا

پ.ن: ماه رمضونه و من نه از کسی میخوام برام دعا کنه و نه میتونم در حق کسی دعا کنم

پ.ن: فقط برای دمپایی عزیز یه آرزو دارم : خدا کنه آدم با معرفتی بشی .. خیلی بیشتر از اینی که هستی!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 13:56  توسط دمپایی و pat  | 

به قول جناب رفیق یحتمل عادت کرده ایم به اعتکاف که این بار اینقدر دل مان گرفته!

راست می گفت. سعی کردم بین شادی ها و خنده های شب میلاد امیرالمومنین فراموشش کنم اما نشد. باز هم ته دلم قنج می رفت برای اینکه بار و بندیلمان را جمع کنیم و در لحظات آخر خودمان را زورچپان کنیم بین بقیه دوستان معتکف!

این بار نشد،نخواست،یا نتوانستیم،زیاد فرقی به حال مان ندارد . مهم این است که بقیه دوستان در اعتکاف اند و ما اینجا دل مان بس تنگ است! نه که دل مان برای معنویت و  فضای مسجد و تشنگی و گرسنگی روزه و نمازهای طولانی تنگ باشد، نه! دل مان برای بقیه ی چیزهایش هم تنگ شده . برای با بچه ها بودنش برای شوخی ها و ناراحتی هایش، برای روز آخر و نماز آخرش ،برای غذاهای خوش مزه و بدمزه ای که به خوردمان می دادند،برای نگاه هایمان که پر از حسرت خوردن میوه بعد از سحری بود و برای صف های طولانی دست شویی و مستراح ها و برای هزار و یک چیز دیگر که مجال گفتنش نیست....

پ.ن1:smsها را که قطع کردند دست ما هم از بقیه کوتاه شده!

پ.ن2: این جانبان سخت به دعا محتاج اند ....

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 14:42  توسط دمپایی و pat  | 

کیک تولد patvdamp

۱. چهارم تیر ماه سال روز تولدpatvdamp  رو اول به رفیق شفیقم جناب پت و بعد به خودم  تبریک می گم.

۲. خیلی خوشحالیم ....!

 ۳. همین

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 13:1  توسط دمپایی و pat  | 

 

1

۱۳۸۸/۳/۱۳

ساعت حدودا"10ونیم

مجری مطابق معمول با ظاهری کاملا" آرام بین دو طرف مناظره نشسته و البته پیداست که هر لحظه منتظر است که یکی از طرفین بحث با یک چیزی محکم بر فرق سرش بکوبد!کرنومتر بودن از مهم ترین و حساس ترین نقش هایی درگیر در جریان این مناظرات است که آقای مجری باید جورش را بکشد!می گویند ایشان روان شناسی بلد است ، ما که چیزی نفهمیدیم!

 

کمی بعدتر

ساعت حدودا"۱۱

احمدی نژاد تا اینجا پته ی خاندان هاشمی را روی آب ریخته !به دنبالش هم پروژه ی جواب های کوبنده اش به موسوی آغاز می شود،موسوی به تته پته افتاده و به قول خودش چیز شده است!

 

2

۱۳۸۸/۳/۱۶

"چرا از آقای شهرام جزایری پول گرفتید؟!؟!"

کروبی به بیمارستان منتقل می شود!!!

 

 ۱۳۸۸/۳/۲۲

ساعت حدودا"8.15صبح

رهبر معظم انقلاب رای شون رو به صندوق انداختند و در مصاحبه ی تلویزیونی بعدش از همه ی مردم به خاطر حضور پر شور و شعورشان در روند تبلیغات انتخاباتی کاندیداها تشکر می کنند.

خنده های ریز یکی از عکاس های جوان حاضر در پای صندوق رای گیری توجهم را جلب می کند،خوشحال است از اینکه آقا از خبرنگارها به خاطر حضورشان تشکر کرده است!

 

کمی بعدتر

ساعت حدود1بامداد

سایت های خبری از پیشتازی احمدی نژاد تا اینجا- در چند شهرستانی که شمارش آراءش شروع شده است- خبر می دهند. البته در کنار این هم از پیروزی 69درصدی موسوی خبر می دهد . گویا قرار است فردا اولین مصاحبه ی مطبوعاتی اش را با حضور خبرنگاران داخلی و خارجی برگزار کند.

 

4

محمود احمدی نژاد با بیشتر از 24میلیون رای پیروز دهمین انتخابات ریاست جمهوری شد.رهبر معظم انقلاب در طی پیامی حضور بی سابقه ی 85درصدی مردم را به آنها تبریک می گویند و خداوند را من باب این عطیه ی الهی شاکر و سپاس گزارند.

 

5

هواداران مهندس میرحسین موسوی در اعتراض به تقلب های صورت گرفته در روند انتخابات دست به راه پیمایی و تظاهرات در سطح شهر می زنند. کار به همین جا خاتمه پیدا نمی کند این تظاهرات ها کم کم به اغتشاش و شورش تبدیل می شود. آتش زدن بانک ها،آتش زدن و غارت مغازه ها،سدمعبر، ایجاد آشوب و ترافیک در سطح شهر،شایعه ی کشته شدن 5دانشجو در حمله به کوی دانشگاه تهران،تحصن در دانشگاه تهران و لغو امتحانات در دانشگاه ها  همه در یک راستا قرار می گیرند و 18تیری دیگر را این بار به دست میر حسین موسوی کلید میزند.

جالب تر از همه ی این اتفاقات موضع گیری های موسوی در قبال آشوب گران است که با حضورش در اجتماعات مختلف ازآنها اعلام حمایت غیر رسمی کرده و می خواهد که تا ابطال انتخابات در خیابان ها حضور داشته باشند و به هیچ عنوان کوتاه نیایند!

برپایی تجمعات غیر قانونی و بدون مجوز رسمی از وزارت کشور خط بطلانی بر ادعای موسوی در مناظره اش با احمدی نژاد می کشد. کجاست صاحب آن ادعاهایی که خروار خروار در انتقاد از بی قانونی دولت نهم مطرح می شد؟کجاست آن گریبان چاک بده ای که به خاطر مردم پا به صحنه گذاشته و احساس ناامنی کرده است؟امروز وقتی با گارد حفاظتش وارد خیابان های انقلاب و آزادی می شود وخوشحال از دیوانگی های خود و هوادارانش ابراز خوش حالی می کند احساس ناامنی نمی کند؟!؟!؟ اگر روز دوشنبه او هم کنار مادر و دختر خانواده ی رجب پور پشت درب مهدکودک آمج گلوله های شورشیان بود احساس ناامنی نمی کرد؟!؟!

 

6

تاریخی ترین نماز جمعه انقلاب اسلامی امروز با امامت رهبر معظم انقلاب و با حضور میلیون ها تن از مردم تهران بر گزار شد. این بار صحبت های آقا واقعا" حجت را به همه ی مسئولان من جمله غایبین جلسه تمام کرد. اگر بازهم کوتاه نیایند ثابت می کنند که حرف شان حرف انتخابات و رای و تقلب نیست،بلکه حرف شان مخالفت با جمهوری اسلامی و ایستادن در برابر رهبری است.

غیبت هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه ی 29خرداد نه تنها شبهات موجود در اذهان را دو چندان کرد بلکه تمام صحبت های و LOVEترکاندن های چاخانکی در نامه اش به رهبری را زیر سوال برد. راجع به آقای هاشمی مردد بودیم که دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را!که الحمدلله این روزها نه تنها دم خروس بلکه کم کم قسمت های دیگر خروس را هم  از گوشه و کنار می بینیم!!!

 

7

عدم حضور در شورای نگهبان جهت رسیدگی به مسئله ی شکایت از تقلب های صورت گرفته در انتخابات،صدور بیانیه ی شماره ی 5 آقای موسوی که در آن از این مبارزات به عنوان نقطه ی عطفی در تاریخ انقلاب یاد شده،دعوت آقای خاتمی به شرکت در راه پیمایی بدون مجوز روز شنبه 30خرداد ماه،حضور فعال خانواده ی هاشمی رفسنجانی در این راه پیمایی و دست گیری آنها و...چیزی جز این نتیجه را برای هر خواننده و شنونده ای در پی نخواهد داشت که این جماعت امروز در برابر نظام و انقلاب قرار گرفته و تنها نشانه شان رهبری و خلع سلاح ایشان است.غافل از اینکه مردم هنوز به میثاق شان با امام و انقلاب پایبند هستند،هنوز بوی خون شهدای جنگ تحمیلی در جبهه ها به مشام میرسد،هنوز 14خرداد دردآورترین روز تاریخ انقلاب است و مردم هنوز خاطره ی منتظری ها و بنی صدرها را فراموش نکرده اند که امروز بیایند و دست در دست شما قرار دهند و تیرشان را به سمت رهبری و انقلاب نشانه بروند.

آقای موسوی!آقای هاشمی و آقایان دیگر که امروز خودتان را به نفهمی می زنید!

می دانید و می دانیم که امروز دست توطئه گر شما برای این مردم رو شده است. امروز دیگر روزی نیست که همانند روزهای قبل از انتخابات پشت تریبون ها قرار بگیرید و به مردم وعده ی آرامش بدهید و مردم به این خیال که این یار غار امام است که امروز اینچنین به صحنه آمده است در حمایت از شما فریاد شادی برآورند!امروز روزی است که اگر رهبری فرمانی مبنی بر حضور ما در صحنه صادر کنند مردم لحظه ای درنگ نخواهند کرد و وارد صحنه خواهند شد و به دفاع از کیان انقلاب اسلامی و رهبری خواهند پرداخت .

آقای موسوی!این روزها روزهایی است که به شما خواهیم فهماند "یه من ماست چقدر کره خواهد داشت"!!!!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 22:24  توسط دمپایی و pat  |