تبليغاتX
سر و ته یک کرباسید!

سر و ته یک کرباسید!

سر و ته یک کرباسید!

.

.

.

به جای سرزنش من به او نگاه کنید

دلیل سر به هوا گشتن زمین ماه است..!



پ.ن: اصلن نمیخواستم حول چنین محوری آپ کنم که پس فردا بهم بگن شوریده و عاشقی!

اما چه باک... چه باک ... چه باک ....

حیف عشق که تو دنیای ما اینقد سخیف شد!

پ.ن: من یه ؟! دارم

بر فرض غیر محال که احمدی نژاد بیاد و استعفا بده و بر فرض محال که موسوی بیاد جاش! موسوی که نه مجلس رو قبول داره نه ش. نگهبان و نه رهبری و نه این ممکلت رو! دقت کنین از نظر بنده(pat)  ایشون این مملکت رو هم قبول ندارن... در چه چهارچوب و ساختمان و نظامی میخواد بیاد و ریاست کنه؟

پ.ن: خواهشا یادتون نره جواب هاتون نشان دهنده شخصیت و شعور شماس!

پ.ن: حیف این پست به این قشنگی که با اسم موسوی ... شد! بنا بر ادبیات کهن ما خیره شدن به مدت زمان زیادی به ماه جنون و شوریدگی میاره!

پ.ن: دارم هوای عاشقی...

دارم هوای عاشقی... چه باک!

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 2:1  توسط دمپایی و pat  | 

پ.ن۱:فردا سال روز تولد شهید بهشتی است. همو که امروز هم غریب است.

پ.ن۲: این روزها جناب پت در سفر هستند . دعای خیرم را بدرقه ی راه شان می کنم.

پ.ن۳: فاصله ی بین حقیقت تا واقعیت زمین تا آسمان است- اونی که خصوصی گذاشته بودی-

پ.ن۴:گیر و گرفتاری درس و کار و زندگی و جنگولک بازی های سیاسی خفت مان کرده، ول کن هم نیست . این است که کمتر  سر می زنیم

پ.ن۵:ماهیان روی خاک و ماهیان روی آب/ وقت مردن ساحل و دریا چه فرقی می کند...

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 23:47  توسط دمپایی و pat  | 

دلم نمی خواست چیزی بنویسم...

اما دلم بدجور از اوضاع و احوالمون گرفته !

با اینکه سیاسی ام و باید سیاسی بنویسم اما ترجیح میدم تو این برهه فقط سیاسی نگاه کنم! در تمام انتخابات من یاران آقا رو میشمردم ... برام مهم نبود و نی که به خاطر ذهن کوچیک خودم چند تا اشتباه تو داشته ها کردم ... اما مطمئنم توی نداشته ها و نبود ها و نیست ها هیچ اشتباهی نکردم! ....

خب .. آخرالزمونه دیگه ! هر لحظش میره تا تورو واژگون کنه ! اینکه ضریب یاران آقا داره منفی میشه ... چند وقت دیگه برا همه روشن میشه ؟.... نمیخوام تشبیه کنم اما انگار مثل زمانی میمونه که امام زمان (عج) ظهور میکنه و مسیحیان گروه گروه به آقا ایمان میارن و کثیری از مسلمونا هستن که امام رو انکار میکنن!

فکر به اینکه غذاهای شبهه ناک زمونه ما باعث خیلی چیزها میشه توش کمترین شکی ندارم! یعنی پیچیدگی و گاه تهوع زمانه ما خیلیش از غذای ناحلال و ناحرومی که میخوریم...

زدن خیلی از حرف ها بزرگ تر از دهن هممونه!! من خودم کشفش کردم ... باور کنید! یعنی دقیقا اکثر قریب به اتفاقمون کلن حالیمون نیس چی میگیم... 

.

.

.

.

.

پ.ن: امکان رستگاری من گر نبوده است/ بیهوده آزموده مرا بارها خدا

پ.ن: ماه رمضونه و من نه از کسی میخوام برام دعا کنه و نه میتونم در حق کسی دعا کنم

پ.ن: فقط برای دمپایی عزیز یه آرزو دارم : خدا کنه آدم با معرفتی بشی .. خیلی بیشتر از اینی که هستی!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 13:56  توسط دمپایی و pat  | 

به قول جناب رفیق یحتمل عادت کرده ایم به اعتکاف که این بار اینقدر دل مان گرفته!

راست می گفت. سعی کردم بین شادی ها و خنده های شب میلاد امیرالمومنین فراموشش کنم اما نشد. باز هم ته دلم قنج می رفت برای اینکه بار و بندیلمان را جمع کنیم و در لحظات آخر خودمان را زورچپان کنیم بین بقیه دوستان معتکف!

این بار نشد،نخواست،یا نتوانستیم،زیاد فرقی به حال مان ندارد . مهم این است که بقیه دوستان در اعتکاف اند و ما اینجا دل مان بس تنگ است! نه که دل مان برای معنویت و  فضای مسجد و تشنگی و گرسنگی روزه و نمازهای طولانی تنگ باشد، نه! دل مان برای بقیه ی چیزهایش هم تنگ شده . برای با بچه ها بودنش برای شوخی ها و ناراحتی هایش، برای روز آخر و نماز آخرش ،برای غذاهای خوش مزه و بدمزه ای که به خوردمان می دادند،برای نگاه هایمان که پر از حسرت خوردن میوه بعد از سحری بود و برای صف های طولانی دست شویی و مستراح ها و برای هزار و یک چیز دیگر که مجال گفتنش نیست....

پ.ن1:smsها را که قطع کردند دست ما هم از بقیه کوتاه شده!

پ.ن2: این جانبان سخت به دعا محتاج اند ....

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 14:42  توسط دمپایی و pat  | 

کیک تولد patvdamp

۱. چهارم تیر ماه سال روز تولدpatvdamp  رو اول به رفیق شفیقم جناب پت و بعد به خودم  تبریک می گم.

۲. خیلی خوشحالیم ....!

 ۳. همین

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 13:1  توسط دمپایی و pat  |